
*با تاخیر اومدم ولی تقصیر من نیس از دس این اینترنت که هروقت من کارش دارم یه مشکلی داره. سلام
خب اومدم به همگی بگم ولنتاین مبارک
عاشقا روزتون مبارک.

این مطلبو از وب یه دوست برداشتم به اسم رها ( البته کپی کردم باید منو ببخشه)
روز عشق ایرانی روز سپندارمذ (روز 29 بهمن)
روز عشق ایرانی رو ما ایرانی ها باید جشن بگیریم!
روز عشق ایرانی روز سپندارمذ ۲۹ بهمن ماه چه روزی است؟
این روزها بیشتر مغازه های شهر سرخ شده، پر از زرق و برق های کادوهای ولنتاین، خرس های قرمز، قلب های قرمز و شکلات های رنگ و وارنگ. خیلی خیلی جالبه. من هم راستش دوست دارم یه چنین روزی وجود داشته باشه. از شادی مردم خیلی خیلی خوشحال می شم و دلم می خواد من هم یه جورایی توش باشم. البته روز ولنتاین با هدیه های قشنگه ش و رسم پر طرفدارش اصالتا ایرانی نیست، اما مگه ما چی مون دقیقا ایرانی مونده. یا به قول دوستم مگه ما به جز رسم تو سر و کله خودمون زدن و عزاداری، دو ماه محرم و صفر، دهه های متعدد فاطمیه، شهادت ۱۴ معصوم به ترتیب هر کدوم جند روایت چیز دیگه ای هم داریم؟!
بله البته داشتیم! ما یه روز خیلی قشنگه عشق داشتیم. دل تون می خواد از این وضع در بیایم و روزهای شاد خودمانی داشته باشیم؟
ما روز عشق ایرانی داریم روز سپندارمذ! روز جشن عشق ایران باستان! روزی که ایرانی ها ۲۰ قرن پیش از میلاد به همسرشون هدیه می دادن و جشن می گرفتن! بیاین روز ۲۹ بهمن را جشن بگیریم تا روز عشق ایرانی خودموان رو دوباره زنده کنیم به امید این که روزی بچه ها مون روزهای خوش و شادی تو این کشور داشته باشند نه مثل ما همیشه عزاداری و غم و غصه!
به هر حال بیایید روز ۲۹ بهمن را که خیلی از ایرانیان امروز هم آن را پذیرفته اند و به روز ولنتاین هم نزدیک است به عنوان روز عشق ایرانی جشن بگیریم!
کادوهای صورتی و سرخ و سبزمون رو به افتخار روز عشق ایرانی به هم بدهیم!
حالا روز سپندارمذ دقیقا چی بوده و چرا بعضی ها می گن این روز مصادف با ۵ اسفندماهه؟
در گاهشماریهای مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد مهر مادری و باروری میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش. روز اسفند (سپندارمد)از ماه اسفند را هم به این ترتیب باید روز اسفندگان یا روز سپندارمد دانست. البته این روز مصادف با پنج اسفندماه قرار می گیرد. اما چون تا زمان اردشیر بابکان تقویم چرخشی بود، و روز ۲۹ بهمن ماه را اسفندارمذ می خواندند.
هم اکنون در برخی جاها هنوز هم، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان میدانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگیها باید گفت که جشنها و فاصلههای میان آنها در نوشتههای کهن ایرانی دارای تعریف و اندازههای مشخصی است که به مانند دانههای یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمدهاست، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.
این اندازهها و فاصلههای تعریف شده در نوشتهها و ریشه نامههای کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماههای سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچهای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ میشود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیدهاست. این فاصلهها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخنامههای ایرانی هماهنگی ندارد.
اینها نمونههایی از آشفتگیهایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کردهاند، بلکه اختلالهایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آوردهاند.
قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاریهای فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسهگیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلافهای فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاریهایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.
به هر حال بیایید روز ۲۹ بهمن را که خیلی از ایرانیان امروز هم آن را
پذیرفته اند و به روز ولنتاین هم نزدیک است به عنوان روز عشق
ایرانی جشن بگیریم!
